نگاهي به كتاب
آغوش من كوه مي زايد
سارا سيامكي
انتشارات نقش خورشيد 1384
احمد رضا غفاري
شعر نيز هم چون شاعر به دنيا مي آيد ، ساخته نمي شود
فراي
شعر نام گذاري دگرباره ي اشياست ، نوعي تخريب و بازسازي كه در زبان انجام مي شود . تخريب آنچه براي ما آشناست و بازسازي جهان هايي نا آشنا و غريب، در طي اين فراشد ، واژه ها در ذهن شاعر تبديل به شي مي شوند، دلالت هاي معنايي شان را از دست مي دهند . اما هنگامي كه در يك بافت كلامي كنار هم مي نشينند و ميان آن ها رابطه اي ارگانيك ايجاد مي شود ، خاصيت شي شدگي شان را وا مي گذارند و بلافاصله به احساس و انديشه تبديل مي شوند . در اثر چنين فرايندي است كه به موازات اين جهان آشنا ، به آرامي جهان هايي ديگر شكل مي گيرد ، جهان هايي با شهرها و روستاها ، خيابان ها و كوچه ها ، خانه ها و معابد ، ميدان ها و ماشين ها ، پشت بام ها ، ديوارها ، آدم ها با درد ها و احساس هاي شان با اميد و آرزو هاي شان ، كوه ها و دشت ها ، دريا و موج ، باد و ابر و پرنده ، جنگل و درخت و حيوانات ، سايه روشن ها ، خاك و سنگ و علف ، در اين اقليم همه چيز جان مي گيرد ، راه مي افتد و ما را به درون مي خواند . در برابر اين فراخوان و براي قدم گذاشتن به درون چنين جهاني ، خواننده ناگزير است با ايجاد سامانه اي به رمزگشايي نشانه ها بپردازد ....
ادامه مطلب
چرا فلسفه و تفکر انتقادی در ایران رشد نمی کند و اگر مباحث فلسفی گاه در سطح جامعه دامن گستر می شود ، بیشتر اندیشه ها و آراء اندیشمندان غربی است؟
به نظر شما عوامل موثر در این زمینه کدامهایند؟

