ادامه مطلب
ادامه مطلب
چند روزی اسـت ترجمـهی کتـابی از انگلـس به نـام " در بارهی سرمایه " (ON CAPITAL ) را شروع کرده ام . انگلـس (Engels .F ) در این کتـاب، به نقـد و بررسـی کتـاب دوسـت خود، کارل مارکس ((K. Marx میپردازد و ابعاد مختلف نظریات و دیدگاههای مطرح شده در آن را مورد مطالعه و واکاوی قرار میدهد . کتابی که در دست من است چاپ موسسهی لاورنس و ویشارد ( Lawrence & wishard ltd ) بازچاپ در 1944 است . برای آشنایی بیشتر دو ستان ، فهرست کتاب را در اینجا می آورم.

در بارهي سرمايه
چكيدهها، نقدها ، نامهها و مطالب تكميلي
فريدريش انگلس
فهرست
پيشگفتار ويراستار
سرمايهي ماركس ( نقد در دموکراتيش وخنبلات1 لايپزيگ)
نقد منتشر نشدهي سرمايهي ماركس براي فورت نايتلي ريويو 1
گزيده اي از از ديباچهي سرمايه، جلد II
سرمايه نوشتهي كارل ماركس (چکيده )
فصل I – كالاها و پول
فصلII – تبديل پول به سرمايه
فصل III – توليد ارزش اضافي مطلق
فصل IV- توليد ارزش اضافي نسبي
فصل V- بررسي هاي بيشتر در بارهي توليد ارزش اضافي
تكمله بر سرمايه ، جلد III
مطالب افزوده شده به فصل XXVII ، سرمايه ، جلد III
پيوست: ماركس و انگلس : نامههايي دربارهي سرمايه
2- Forthtnighly Review

برای مطالعه و آشنایی بیشتر به وب سایت رسمی نائومی کلاین و ویکی پدیا رجوع کنید.
آخرین مقاله ی نائومی در باره ی المپیک چین است .
از کجا بدانيم کتابي که براي ترجمه در نظر گرفتهايم قبلا ترجمه شده يا نه؟
گاهي کتابي ترجمه و منتشر شده و مشخصات کامل مانند نام ، مترجم ، ناشر و بقيهي اطلاعات آن به اينترنت راه مييابد. در اين حالت، خيلي ساده ميتوانيد با جست و جوي نام کتاب و نويسنده در کنار هم ، به نتيجه برسيد .
گاهي جست و جوي نام نويسنده کافي است که در اين صورت تنها با تايپ نام او در محل جست و جو، به هدف خود ميرسيد.
اما مطمئن ترين کار، مراجعه به سايت
کتابخانهي ملي و درج نام کتاب يا نام نويسنده، يا نام هر کلمه از نام کتاب به صورت مستقل، در محل جست و جو است. طبيعتا ، بايد نام کتاب را به فارسي ترجمه و بعد ، عبارت فارسي را براي جست و جو در محل مورد نظر درج کنيد. سوال ديگري که مطرح ميشود اين است که از کجا بدانيم که اين کتاب به نام ديگري چاپ و منتشر نشده باشد؟
چاره اي نداريد جز اينکه وقتي نام کتاب را به فارسي ترجمه ميکنيد، گزينههـاي ديگـر را نيـز در نظـر داشته باشيـد. مثلا فـرض کنيد نويسندهاي کتـابي دارد به نام " my house " . طبيعتا ترجمهي اين عبارت، " خانهي من " است اما شايد مترجمي اين عبارت را مثلا " سراي من " و مانند آن ترجمه کرده باشد. حسن در نظر گرفتن گزينه هاي احتمالي اين است که تعداد جست و جوهاي شما بيشتر شده و بدين ترتيب، احتمال يافتن مورد يا مواردي که در نظر داريد افزايش مييابد.
روشهايي که ذکر شد علاوه بر مورد ياد شده، براي هر نوع جست و جويي در اينترنت قابل استفاده است.
در هر صورت ، جست و جوي اطلاعات در اينترنت به ويژه کتاب نياز به قدري مهارت و خلاقيت دارد که در صورت انجام مداوم، به دست خواهد آمد.
باری، برای اینکه بتوانید خود را به عنوان یک مترجم پر کار کتاب به جامعه معرفی کنید، باید موارد زیر را به دقت مورد توجه قرار دهید و به طور عملی آنها را به کار ببندید. برای نتیجه گیری سریع از بحث، از حاشیه روی پرهیز میکنم و به اصل موضوع میپردازم.
نکاتی که در اینجا ارایه میشود اصولا زمانی عملی است که شما نسبت به زبان مقصد و مبدا اشراف کافی داشته باشید یعنی اینکه واقعا باید از دانشی در حد لیسانس زبان مقصد و مبدا برخوردار باشید.
1. کتاب پرفروش تهیه کنید.
برای اینکه مترجم موفقی شوید باید کتاب پرفروش ترجمه کنید . این کتاب نباید ترجمه شده باشد و یا اگر ترجمه و منتشر شده، نشر آن هنوز نباید بازار را پر کرده باشد . این حرف را به این دلیل میزنم که وقتی شما کتاب پرفروشی ترجمه میکنید، طبیعتا ناشران زیادی علاقه مند انتشار اثر شما هستند و شما با اعتماد به نفس بیشتری میتوانید در مورد کتابتان با آنها گفت و گو کنید.
مورد عکس را در نظر بگیرید. یعنی زمانی که شما به عنوان یک مترجم تازه کار کتاب بسیار ارزشمندی از یک نویسندهی ناشناخته و مهجور را برای ترجمه انتخاب میکنید ، برای ترجمهاش چندین ماه وقت عزیز خود را صرف میکنید، ترجمه را با دقت ویرایش میکنید و بعد با احساسی حاکی از خدمت به جامعهی کتابخوان (!) به سراغ ناشر میروید. ما حاضرم به شما قول بدهم نود و نه درصد ناشران به شما جواب رد میدهند طوری که از هر چه فرهنگ و کار فرهنگی بیزار میشوید. پس عقل اندک بنده به من حکم میکند که به شما دوستدار ترجمه و انتشار کتاب توصیه کنم که در ابتدای کار ابدا سراغ کتابهای سنگین و نویسندگان مهجور نروید. این نکته ی اول.
2. در ترجمه و سپس ویرایش کتاب بسیار دقت کنید.
همانطور که شما بیکارید و چهار پنج ماه آزگار را در گوشهی اتاقی مینشینید و با یک مشت وسایل بیروح، سرو کله میزنید و دلتان خوش است که مثلا دارید " کار فرهنگی " میکنید یک عده بیکارتر از شما هم هستند که بدون اجر و مزد حاضرند آبروی هنری شما را به راحتی بر باد دهند! ( حداقل شما از ناشر حق الترجمه میگیرید ولی این بیچارهها از این حق هم محرومند!) این آدمها کارشان این است که همین طور بی خود، برای شما و ایضا خودشان دشمن درست کنند! اگر میخواهید صابون این آدمها به تن شما نخورد، در ترجمه و بعد ویرایش کتاب خود دقت زیادی داشته باشید و در این مورد، اصلا کوتاه نیایید. وجود غلطهای نگارشی و ویرایشی در ترجمه همان و پیدا شدن سروکلهی این دوستان همان! به هر صورت، خدمت تان عرض کنم که به قول "رضا سید حسینی" اگر نسبت به ترجمهی خود ، 99 درصد اطمینان و یک درصد شک دارید، اصل را بر همان یک درصد بگذارید و به متخصص ترجمه مراجعه و تردید را خود رفع کنید.

۰ راستی آقای الکساندر سولژنیتسین نویسندهی نامدار روس هم رفت و من نتوانستم چیزی بنویسم. امیدوارم در آیندهی نزدیک فرصتی دست دهد.
( برای این پست همین قدر کافی است اما این گفت و گو ادامه دارد)
يك پزشك ايراني ـ كه همزمان با توفان كاترينا مدير بيمارستاني در نيواورلئان امريكا بود ـ ميگفت بهدنبال قطعشدن برق شهر، برق بيمارستان نيز قطع شد. از مالك بيمارستان تقاضا كرديم با خريد يك دستگاه مولد برق (ژنراتور) موافقت كند تا دستگاههاي راديوگرافي بيمارستان را دوباره به كار اندازيم و بتوانيم بسياري از مجروحان توفان كاترينا را معالجه كنيم. مالك بيمارستان به پزشك ايراني گفته بود كه او مسئول آوردن برق و شفاي بيماران و مجروحان نيست. در پي اين گفته، پزشك (كه از خوانندگان نشريه چشمانداز ايران است) تحليل كرد كه بخش خصوصي در شرايط بحراني كشش نداشته و مسئوليت قبول نميكند، چرا كه بهدنبال سودجويي است.
با الهام از نوشتار بالا و با توجه به گفتوگوي حاضر (كه تقديم خوانندگان ميشود) حس ميشود توفان بزرگي، بدتر از كاترينا، در صنايع ما رخ داده كه هويت ديني، ملي و عرفي مردم را به چنين جايي كشانده است. در گذشته، ايجاد شغل براي خود و ديگران وظيفهاي ديني و ملي بود كه حتي عرفي هم شده بود، ولي اكنون وضعيت جامعه بهگونهاي است كه همين مردم ميگويند ايجاد اشتغال وظيفه دولت است. اميد است كه با ريشهيابي عميق نسبت به اين پديده، وضعيت به گل نشسته صنايع ملي ما، راه برونرفتي مناسب با شأن ملت ايران بيابد.
¡
مهندس سحابي همزمان با حماسه دوم خرداد 1376، روي كار آمدن دولت خاتمي و شعار جامعه مدني و اولويت كار سياسي بر اقتصادي، نامهاي به آقاي خاتمي نوشتند؛ مضمون آن نامه به طور خلاصه اين بود كه جامعه مدني و دموكراسي به پشتوانهاي اقتصادي نياز دارد و بدون آن پشتوانه، دموكراسي دوام چنداني نخواهد يافت. نقد اساسي مورد نظر وي در آن شرايط (كه هنوز هم ادامه دارد) به روند اقتصاد جامعه بهسوي نازكشدن كار و كلفتشدن پول، تفكر دلالي و سختشدن كار توليد بود. ايشان اشارهاي به پولها و نقدينگيهاي سرگردان، ترانزيت و قاچاق موادمخدر و كالا، گروههاي پورسانتاژبگير نفت و كالا، بنادر نامرئي و... داشتند و اينكه قاچاق در حال از بين بردن توليد است، بنابراين در برابر روند راست وحشي و اتحاديه جنايتكاران، راهي جز ساماندهي سرمايهداري ملي نمانده است؛ در هر حال سرمايهداري را چه در وجه صنعتي و چه در وجه تجاري و مالي آن بايد ساماندهي كرد و همين ميتواند پشتوانه دموكراسي و جامعه مدني باشد. با وجود اين، در مجلس ششم لايحهاي تقديم شد كه چنين استدلال ميكرد؛ بيكاري، مسئله اصلي بوده و براي حل مسئله اشتغال هم بايد از سرمايهگذاري خارجي استفاده كرد، اين لايحه با قيام همگان در مجلس رأي آورد و تصويب شد. بهواقع در اين امر هم موفق بودند و اعتبارات خارجي به ايران سرازير شد. اما همانطور كه ميدانيد همزمان با اين روند سرازيرشدن اعتبارات خارجي و سرمايه، بسياري از صنايع و تجارت ملي تعطيل شد و سرمايههاي زيادي روانه خارج از ايران شد. ازسويي با تعطيلي صنايع ملي و ركود تجارت ملي، بيكاريهاي جديدي شكل گرفت و توجهي به آن نشد، براي نمونه توليد صنايع نساجي اصفهان كه روزانه 500 هزار متر پارچه بود، تقريباً به صفر رسيده است. با همه كارخانهها برخورد تجاري و مستغلاتي شد و زمينهاي آن را فروختند....ادامه مطلب
مدتی است که می اندیشم ؛
به دروغهای صد سال گذشته که روشنفکر ایرانی به خودش گفته و بعد با خام اندیشی کودکانه و خاص خود آن را به مردم تحویل داده.
از قاتلان اسطوره ی انسانیت ساخته ، اشتباهات احمقانه را استراتژی پیروزمند نامیده و بر بنیاد آن طرح مبارزه پی افکنده،
از گمراهی های فکری و نظری، به گمان خود تئوری زندگی و پیکار آفریده،
مخالفان فکری را مرتد قلمداد کرده
و بعد ....
سانسور و سانسور و سانسور!
سانسور خود ، سانسور فکر ، سانسور جرات و شجاعت.
و همه با نام مبارک روشنفکری و روشن اندیشی و رستگاری .
و از این همه، جریانی فکری پرداخته و بدان نازیده. ( چه سرنوشت تلخ و جانکاهی!)
وقتي در آسمان ، دروغ وزيدن مي گيرد
ديگر چگونه مي شود به سوره هاي رسولان سر شکسته پناه
آورد ؟
روشنفکر ایرانی ، تاریخ فکر خود را باید دوباره بنویسد.
بااین همه، غمناک نباید بود.
راه دیگری در پیش است ؛ راهی که به اندیشه ی آزاد و مستقل و " شک"،" این تنها امکان مقدس " اجازه ی حضور میدهد.
ضرب المثل زیبایی هست که می گوید:
همه را میتوان برای مدتی گول زد.
بعضی را میتوان برای تمام عمر گول زد.
اما همه را نمیتوان برای همهی عمر گول زد !
دوست من ، جرات اندیشیدن داشته باش!
کتاب ديگري از برايان تريسي به نام (speak to win)را براي ترجمه برگزيده ام. اين کتاب در سال ۲۰۰۸ در امريکا انتشار يافته است و مولف در آن ، روشهاي موثر آماده سازي خود و شگردها و تکنيکهاي موثر برای يک سخنراني موفق را بر شمرده است.

