تبليغاتX
گلوباليست

هنگام بررسی تاثیرات و عوارض مدرنیسم در کشورهای پیرامونی، همواره با گونه­ ای تناقض و ناهنجاری و ناسازمندی مواجه هستیم. به نظر می رسد پروژه ی مدرنیته، در جوامع پیرامونی ( جهان سوم سابق)، نبردی بی حاصل با سنت ، همراه با عوارض و پیامدهایی لرزان و نااستوار بوده است. هر آنی احتمال می دهیم که کشوری از این گروه، به دامان " سنت دیرسال " درغلتد؛ سنتی که با تمام ابزارهای مدرن، از مدرنیسم و موهبت های بی بدیل آن پدر درآورده است.

مشکل کجاست؟

هرچه هست، شواهد نشان از آن دارد که پروژه ی مدرن سازی در این کشورها مهمان ناخوانده ای است که به رغم خدمات فراوانش به دوست و دشمن، هنوز غریبه ای در کنار ماست. هنوز عادتها و رغبت های عقب مانده در ما جا خوش کرده اند و گاهی با اشتیاق برایشان سینه هم می زنیم؛ تلویزیون می بینیم، اما درکی از  این پدیده ی تکنولوژیک نداریم، از اینترنت بهره می گیریم اما هنوز به فرهنگ آن خو نکرده ایم و ابلهانه ترین استفاده  ها از آن می کنیم . ما متخصص " به لجن کشیدن آثار علمی ، فرهنگی بشر " هستیم . عربستان، نمونه ی خوبی است ؛ کشوری با پیشرفته ترین امکانات تکنولوژیک اما هنوز دلواپس ارزشهای گذشته و این یعنی استفاده ی ابزاری از علم و تکنولوژی . در این کشور هنوز، سنگسار دختران پدیده ی رایجی است و به همین ترتیب ، قصاص و حد زدن ولی در خانه ها ، بیمارستانها ، باشگاهها و استادیوم های ورزشی پیشرفته ترین تجهیزات مدرن مورد استفاده قرار می گیرد.

و چه راست گفتند پست مدرنیست ها طی نقدهای خود که ، مدرنیسم شکل دیگری از سنت است . تغییری که مدرنها در ابتدا از آن سخن گفتند، دروغ از آب درآمد و اکنون، فرآورده های فکری، فرهنگی و فنی مدرنیسم در خدمت مطامع القاعده و طالبان و طالبانیان است  تا عمر خود را طولانی تر کنند. قرن بیست و یک، قرن فتح اروپا به وسیله ی فرزندان و حامل ارزشی کشورهای پیرموانی است ؛ حادثه ای که هم اکنون نشانه هایش به حیرت آورترین شکلی در هلند، انگلیس و فرانسه حال خودنمایی است. یک نمونه شاهد برای این مساله، رشد منفی جمعیت در اروپا و مهاجرت مردم کشورهای پیرامونی به آن دیار است و این یعنی اینکه شصت سال دیگر اروپا ، خلاص!

+ نوشته شده توسط سید حسینی در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 20:55 |

 

+ نوشته شده توسط سید حسینی در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:10 |

گاهی دوستان مترجم در باره ی حق الترجمه سوال می کنند. بر اساس تجربه ی من در عرصه ی نشر حد معمول حق الترجمه از 5 تا نهایتا 15 درصد است .

 فرمول محاسبه ی حق الترجمه

 فرمول محاسبه ی حق الترجمه به این شرح است : درصد حق الترجمه، ضربدر تیراژ، ضربدر قیمت .

به عنوان مثال فرض کنیم ناشر در قرارداد تعیین کرده 10%  به مترجم پرداخت شود، تیراژ کتاب هم براساس مندرجات شناسنامه ی کتاب، 2000 نسخه باشد. قیمت پشت جلد کتاب را هم 3000 تومان در نظر می گیریم، در این صورت :

2000(تیراژ کتاب) ضربدر 3000 ( قیمت کتاب) ضربدر 10 تقسیم بر 100 ( درصدی که به مترجم تعلق می گیرد).

مبلغی که مطابق فرمول بالا به مترجم پرداخت می شود: 600 هزار تومان خواهد بود.

 در ازای هر بار تجدید چاپ ـ باز هم به شرطی که در قرارداد قید شده باشد ـ باید همین قاعده اعمال شود.

 ترجمه ی کتاب، می تواند به عنوان یک شغل درنظر گرفته شود به شرطی که :

 ناشر، فرد منصفی باشد که متاسفانه در این شرایط، در حکم کیمیاست!

نحوه ی پرداخت حق الترجمه

  1. بعضی ناشران، درصد مترجم را هر چقدر که باشد، پس از چاپ کتاب می پردازند.
  2. بعضی ناشران، پس از فروش کتاب، مبلغ را به صورت تدریجی ـ که فرق چندانی با مرگ تدریجی ندارد!ـ می پردازند.
  3. بعضی ناشران، همین مبلغ ناچیز را هم نمی پردازند و مشکلات کار را بهانه می کنند. کتاب فروش نرفت، پخش نشد، برگشت خورد، برو انبار را ببین. آقا نمی خرند؛ بد وضعی شده؟ مردم کتاب نمی خوانند آقا!؟
  4. پس همیشه باید آرزو کنیم ناشر خوب، هیچ وقت نمیرد یا ورشکست نشود به دلیل اینکه اگر چنین شد، باید بگردیم و یکی مثل او را که زیاد هم نیستند، پیدا کنیم!
  5. مترجم، از شرایط فلاکت بار نشر ایران آگاه باشد به دلیل اینکه عدم آگاهی از این شرایط فلاکت بار موجب بروز ناراحتی مترجم از ناشر و نهایتا فسخ همکاری دو طرف خواهد شد.
  6. مترجم فرد منصفی باشد و شرایط ناشر را درک کند. البته بهتر است بگوییم که این مورد باید برای هر دو طرف یعنی ناشر و مترجم صادق باشد. 
  7. مترجم، حقوق ترجمه ی خود را به هیچ وجه به ناشر نفروشد. بعضی مترجمان، حق ترجمه ی خود را در همان چاپ اول با پایین ترین قیمت ممکن به ناشر می فروشند ـ به عنوان مثال یک قلم ۵۰۰ هزار تومان ـ و به این صورت، با ناشر تصفیه حساب می کنند و طبیعتا هم نباید به خود حق بدهند که در باره ی تعداد تیراژ، نوع چاپ، تعداد چاپ و ... نظری بدهند. این نوع مترجمان، قراردادهایی تنظیم می کنند که با مفاد "قرارداد ترکمان چای معروف " فرق چندانی ندارد. اولیور تویست که یادتان هست؟ بیشتر خواسته؟!!
  8. به نظر من در مراحل آماده سازی نشر کتاب، شرایط ناشر و موارد دیگر، باید با ناشر ـ ی که به او اعتماد داریم و داریم با او همکاری می کنیم ـ همراهی کنیم و با مدارا و به صورت دوستانه با او کار کنیم به دلیل اینکه اگر اختلافی پیش بیاید، در نهایت کار آماده سازی و نشر کتاب به تاخیر افتاده و بسته به اینکه ناشر چقدر اهل مدارا باشد، با مترجم برخورد خواهد کرد. برخورد هم می تواند از نارضایتی زبانی، به صورت همان گله و شکایت، شروع و یا سکته ی قلبی ـ نمونه ی آقای اسماعیل رایین ـ مورخ جنجالی معاصر که در هنگام بحث و جدال با ناشر اتفاق افتاد و به مرگ او انجامیدـ به خوبی و خوشی خاتمه یابد! در مورد حق خواهی و اختلافات حرفه ای مترجم با ناشر یا ناشر با مترجم، تنها مراجع قضایی هستند که کار را قضاوت می کنند. بنابراین در صورت اختلاف در تفسیر و یا اجرای شرایط قرارداد نشر کتاب، موارد حتی الامکان باید به صورت مسالمت آمیز حل شود در غیر این صورت، رای مراجع قضایی ملاک خواهد بود.
+ نوشته شده توسط سید حسینی در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:25 |