عصر امروز عصر امکانات و ابزارهاست. کافی است از خواستهی خود تعریف روشن و مشخصی داشته باشیم چیزی نمیگذرد که آن را به دست میآوریم . همچنین است در مورد هنر و استعدادهای هنری یعنی اگر کسی استعداد و هنری داشته باشد، راه برای رشد و پیشرفت او کاملا باز است. بنابراین نتیجه می گیرم که در زمانهی معاصر هر کس استعدادی داشته باشد میتواند راههای شکوفایی آن را نیز بیابد.
باری، من سالهاست سرگرم کار ترجمه، تالیف و انتشار کتاب هستم و با اوضاع و احوال نشر ایران تا حدودی آشنایم. بیش از شش کتاب از من منتشر شده و هم اکنون نیز چهار کتاب زیر چاپ دارم. چند کتاب نیز در مرحلهی آماده سازی است. من با هدف کمک به استعدادهای جوان حدود یک سالی است که کتابهایی را به دوستان معرفی و یا ارایه کرده و از این دوستان خواستهام تا آن کتابها را ترجمه کنند و بعد مراحل کار ویراستاری و یافتن ناشر را با هم انجام میدهیم. به این ترتیب، دوستانی که تاکنون کتابی چاپ نکردهاند با مراحل گوناگون تهیه، ترجمه و نشر کتاب آشنا میشوند و پس از مدتی کتابی به نام ایشان چاپ و منتشر میشود.
این کار چند حسن دارد به شرح زیر:
1. فردی که دارای استعداد و دانش بالایی در ترجمه است، با روشهای تهیه و نشر کتاب آشنا میشود.
2. در صورتی که فرد مستعد و با هوشی باشد میتواند از این طریق هم به شهرت برسد و هم برای خود سرمایهای به هم بزند. همچنانکه بسیاری در صنعت نشر ایران چنین کردهاند و میکنند.
3. کتابی از او منتشر میشود و او میتواند به کار ترجمهی کتاب به عنوان یک شغل نگاه کند.
و ...
اما من اکنون به گسترش کار خود فکر میکنم یعنی اینکه از همهی کسانی که در زندگی خود با رنجها و شادیها، شکست و موفقیتهای بسیار دست و پنجه نرم کردهاند، میخواهم قلم به دست ببرند و داستان زندگی خود را به نگارش درآورند. این تجربیات بکر و تازه منبعی غنی و ارزشمند و دست اول انسانی در عرصهی زندگی است و این کار ما نوعی خود زندگی نامه نویسی خواهد بود و به دلیل اینکه این حرفها از دل برمی آید لاجرم بر دلها مینشیند و به احتمال زیاد خوانندگان فراوانی خواهد داشت.
ممکن است بپرسید: این کار نیاز به قدری توانایی نویسندگی دارد اما ممکن است برخی افراد شناخت درستی از توانایی خود نداشته باشند. آنوقت چه باید بکنند؟
در این صورت میتوانند با من از طریق ای میل تماس بگیرند و چند صفحه یا نمونهای از کارهای خود را برای من ارسال کنند تا به ایشان بگویم که در چه مرحلهای هستند.
در نظر دارم در حد توان خود به کسانی که در طول زندگی با مرارتها، شکستها، ناکامیها و یا موفقیتهای بسیار مواجه بوده اند ولی تاکنون برایشان امکان و فرصتی برای ارایهی این آثار ـ و یا حتا گفتن مشکلاتشان برای کسی ـ فراهم نیامده کمک کنم تا نوشتههایشان را به دست چاپ بسپارند.
سوال دیگری که ممکن است به ذهن برسد این است که این افراد نمیخواهند با انتشار سخنانی که به دلایلی ـ از جمله مسایل انسانی ـ نمیتوانستهاند آن را برای کسی مطرح کنند برای خود مشکلاتی به وجود بیاورند. در این صورت راه حل چیست؟
جواب من به این سوال این است که میتوان با استفاده از خلاقیت نام قهرمان و شخصیتهای داستان، زمان و مکان وقوع حوادث و ... را تغییر داد. به این ترتیب دیگر در این مورد مشکلی پیش نخواهد آمد و از هر جهت نویسنده به هدف خود رسیده است یعنی هم مشکلی را مطرح کرده و پیامش را به بهترین نحو به خواننده رسانده و مسالهای هم برای او پیش نیامده است.
هدف من از این کار ، کمک به افرادی است که سوژهها یا تجربیات ارزشمندی دارند اما نمیدانند به چه شکلی می توانند این مشکلات را بیان کنند.
با این روش، اینگونه افراد راهی برای بیان دردها و مشکلاتشان مییابند و از سوی دیگر میتوانند با تغییراتی که در داستان زندگیشان میدهند آن اثر را به اثری عام و فراگیر و از نظر داستانی به نوشتهای ارزشمند برای همهی مردم تبدیل کنند.
حسن بزرگی که این کار دارد این است که این افراد با نوشتن داستان زندگی خود با خواستهها و تواناییها و استعدادهای خود بیشتر آشنا میشوند و علاوه براین میتوانند با طرح این مشکلات در قالب داستان به تسکین این دردها در خود بپردازند و به دیگرانی که چنین مشکلاتی در زندگی دارند، کمکهای انسانی شایانی بکنند.
طبیعتا مخاطب این پست من نه تنها دوستان معمول و همیشگی ام بلکه تمام کسانی هستند که حرفی برای گفتن دارند و میخواهند تجارب خود را با دیگران در میان بگذارند.
به نظر من عصر امروز عصر "توزیع قدرت" است. دانش و دانایی نیز به قول الوین تافلر خود قدرت است پس ما باید بکوشیم ادبیات را از انحصار چند نام مشخص و محدود درآوریم و آن را به امکان قدرتی برای همهی انسانها تبدیل کنیم و به یکایک انسانها کمک کنیم و این نوید را بدهیم که آنها نیز میتوانند با آموزش و تلاش به شکوفایی تواناییهای نهفته در درون خود بپردازند.
بدین ترتیب هر کس که علاقه و تمایلی به این کار داشته باشد میتواند دست به کار شود و حرفها، رنجها و مرارتهای زندگی خود یا نزدیکان را با دیگران در میان بگذارد.
اگر دوستان آثار خود را برای من ارسال کنند به آنان خواهم گفت که کارشان در چه مرحلهای است. اگر اثر داستانیشان از نظر ساختاری قدرتمند باشد، در آن صورت کار ساده است و باید با همفکری با ایشان ناشری را به ایشان معرفی کنم اما اگر اثر از نظر داستانی و یا نگارشی ایراداتی داشته باشد باز هم میتوان به روشهای مختلف برای تصحیح و سپس نشر آن اقدام کرد.
منتظر دریافت نظرات و یا ای میل دوستان در این زمینه هستم.


