تبليغاتX
گلوباليست - بررسی ماهیت جنبش های اجتماعی (1)

اگر خیلی پست مدرن نباشیم و رویداهای اجتماعی را بی مبدا و بی دلیل ندانیم باید بگوییم که جنبش های سیاسی ـ اجتماعی نیز از منطق خاصی پیروی می کنند. این منطق را می توان به شرح زیر مورد بررسی و تحلیل قرار داد:

  1. هر جنبش اجتماعی برای فراگیر شدن خواسته ها و شعارهای خود، نیازمند زمینه های اجتماعی مناسب و موافق است. در صورتی که خواسته های یک جنبش در گستره ی اجتماعی فراگیر و مورد قبول همه نباشد، انجام دو کار بسیار حیاتی است:

الف: آموزش اعضا

ب: آموزش به مردم

در صورت انجام موارد بالا و غنابخشی علمی و افزایش سطح آگاهی، با توجه به فرهنگ حاکم بر جامعه و علایق و گرایشهای رفتاری و فکری عامه­ی مردم امکان رشد و گسترش و اقبال مردم به جنبش افزایش می یابد.

  1. یک جنبش اجتماعی ابتدا باید خواسته های مشخص و روشنی داشته باشد به طوری که این خواسته ها در چند کلمه قابل بیان باشند مانند موارد زیر : حق رای برای زنان، نان مسکن آزادی، آزادی و ...
  2. اگر اعضای جنبش شعارهای روشن و واضحی نداشته باشند، امکان موفقیت بسیار پایین است به دلیل اینکه مجموعه ی شعارهای یک جنبش کلید ورود به جهان بینی آن است. در صورت مبهم بودن این شعارها مردم به دلیل احساس بیگانگی نسبت به آن، تمایلی به دستیابی و همنوایی با اهداف آن نشان نخواهند داد.
  3. آموزش مناسب اعضا از هزینه دادن و تجربه کردن بیهوده و خسته کننده پیشگیری می کند. به همین دلیل عامل اصلی در فراگیری گفتمان یک جنبش اجتماعی غنای تئوریک و توانایی فکری آن است . به همین لحاظ مطالعه ی دقیق کتابها و منابع علمی راهی برای شناخت خود و جامعه و شناسایی راههای دستیابی به اهداف است. فقر اطلاعاتی و علمی موجب بروز دو یا چند دستگی، رشد فضای عدم تفاهم در بین اعضا و ناتوانی در ارتباط با عناصر فکری و طبقات روشنفکری و متوسط جامعه می شود. اتفاقا باید گفت از جمله علل عقب ماندگی و ناتوانی احزاب سیاسی در کشورهای پیرامونی فقر اطلاعاتی، تعصبات فکری، بی اعتنایی به علوم انسانی به ویژه علوم اجتماعی، سیاسی و روانشناسی است. این عوامل دست به دست هم داده باعث افزایش هزینه ی فعالیت جمعی و سیاسی و موجب بروز و ظهور رفتارهای بی منطق و انحراف فکری شده است .
  4. شناخت کامل از جامعه و عناصر و طبقات موجود در آن.
  5. شناسایی مولفه های فرهنگی و انسان شناسی جامعه .
  6. بی توجهی به فرهنگ جامعه که موجب می شود سازمان یا جنبش از مردم عقب بماند و راه انحطاط بپوید و یا به پوپولیسم گرایش یابد. برای مثال جنبش های مارکسیستی بیش از 150 سال است که ظاهرا از طبقه ی کارگر و منافع آن دفاع می کنند. در مورد جامعه ی اروپا به ویژه آلمان، فرانسه و انگلیس به دلیل ستبری و قدرتمندی صنایع مولد و به تبع آن، طبقه ی کارگر و نیز سازمانهایی که خود کارگران اولین بانیان آن بوده اند، این نوع جهت گیری کاملا طبیعی و قابل درک است اما در کشورهای پیرامونی به دلیل

الف : محدود بودن جمعیت کارگران

ب : نبود اتحادیه های کارگری

ج: ناآگاهی مفرط کارگران از خواسته های شغلی و سندیکایی خود

د: غلبه ی کامل فرهنگ پیشامدرن بر جامعه و طبیعتا کارگران و گذران زندگی با ایده های قضا و قدری و اعتقاد به نوعی جبر و نتیجتا احساس بی نیازی نسبت به مبارزه ی تشکیلاتی، حزبی و سازمانی

هـ : بی خبری روشنفکران مارکسیست نسبت به نیازهای روانی و علایق و روحیات کارگران بومی

جریانهای مارکسیستی به جای کمک به رشد جامعه، به انحای مختلف، در برابر نیروهای پیشرو جبهه گرفته و در روند مدرن شدن جامعه ممانعت ایجاد کرده اند. ( نمونه های آن مخالفت مارکسیست ها با نهضت ملی و رهبری دکتر مصدق و نیز جنگهای چریکی که سازمانهای مارکسیست مبدع آن بودند که همین گونه رفتارها جامعه را به سمت قطبی شدن و صف بندی جناحهای حاکم و محکوم در جامعه ی ایران قبل از انقلاب کشاند.)

برای از میان برداشتن نیروهای طبقات متوسط و احزاب پیشرو و نیز گرایش های لیبرال و آزادیخواهانه، جریانات چپ، به خدمت حاکمیت درمی آیند و یا در صورت عدم حمایت جناح حاکم با لایه های سنتی اجتماع همدست می شوند.

احزاب چپ بلافاصله پس از کسب قدرت در کشورهای پیرامونی ( روسیه ، اروپای شرقی، کوبا و ...) با برقراری دیکتاتوری مطلقه در جامعه و حذف منفذهای اطلاعاتی و ارتباطی و با استفاده از روشهای تروریستی و با حیله ها و بهانه های مختلف، به سرکوب آزادیخواهان و نیروی مستقل فکری و منابع سرمایه ای جامعه پرداخته اند. در این مورد، شاید نمونه ی حاکمیت دانیل اورتگا در نیکاراگوئه را بتوان نمونه ای خلاف دانست که البته او هم به اعتقاد بسیاری از مارکسیست ها اصول چپ نیست! ولی به نظر من ویروس مارکسیسم در هر صورت ویرانگر است و از درون، نیروهای مولد فکری، انسانی، سرمایه ای جامعه را با شدیدترین وجهی نابود می کند. نمونه ها کوبا، کره ی شمالی، چین است که نیازی به توضیح ندارد.

دوستان مرا عفو کنند که بحث بسیار آشفته مطرح شد.

امیدوارم بتوانم در آینده این بحث را بیشتر و بهتر ادامه دهم.

+ نوشته شده توسط سید حسینی در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 20:51 |